السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

442

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

آيه را تلاوت مىكرد : وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ . « 1 » و ما فراروى آن‌ها سدّى و پشت سرشان سدّى نهاده و پرده‌اى بر ( چشمان ) آنان فروگسترده‌ايم ؛ در نتيجه نمىتوانند ببينند . آنگاه مشت خاكى برگرفت و بر سر آنان پاشيد و بىآنكه او را ببينند ، از ميان ايشان گذشت و راهى غار ثور شد . وقتى على ( ع ) در بستر رسول خدا ( ص ) خوابيده بود ، ابو بكر آمد . او به گمان اين كه على ( ع ) پيامبر ( ص ) است ، گفت : اى پيغمبر خدا ( ص ) ؛ على ( ع ) گفت : پيغمبر خدا ( ص ) به سوى چاه ميمونه رفت . او را درياب . بدين ترتيب ابو بكر با پيامبر ( ص ) وارد غار شد . « 2 » گويند : مشركان قريش ، على را همچون پيامبر ( ص ) سنگ‌باران كردند و او به خود مىپيچيد ، و سرش را زير پارچه كرده بود و تا صبح بيرون نياورد . قريش صبحگاهان به على ( ع ) يورش بردند و تا او چشم خود را به آنان باز كند ، با شمشيرهاى كشيده به او حمله آوردند . خالد بن وليد از همه جلوتر بود ، على پريد و با تردستى و چالاكى ، دستش را گرفت و به هم پيچاند . خالد چون بچه شتر به هوا مىرفت و به سان شتر كف كرده بود . على ( ع ) شمشير را از دست خالد گرفت و با آن به قريش سخت گرفت . مشركان از جلوى او به بيرون

--> ( 1 ) . يس ( 36 ) : 9 . ( 2 ) . درباره آنچه گذشت ، بنگريد : مناقب خوارزمى ، 73 ؛ مستدرك حاكم ، 3 / 133 ؛ مسند احمد . 1 / 321 ؛ تذكرة الخواص ، 34 ؛ شواهد التنزيل ، 1 / 99 - 101 ؛ تاريخ الامم و الملوك ، 2 / 100 ؛ البرهان فى تفسير القرآن ، 1 / 207 ؛ الفصول المهمه ، 30 ؛ خصائص امير المؤمنين ( ع ) 63 ؛ مجمع الزوائد ، 9 / 120 ؛ فضائل الخمسه ، 1 / 231 ؛ ذخائر العقبى ، 87 ؛ كفاية الطالب ، 190 ؛ امالى طوسى ، 2 / 81 ؛ ترجمة الامام على ( ع ) من تاريخ مدينة دمشق ، 1 / 186 ، 190 . غاية المرام ، 66 ؛ الرياض النضره ، 2 / 203 ؛ بحار الانوار ، 19 / 78 ، 93 .